معنی گاوگان
5 بازدید
(اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش دهخوارقان شهرستان تبریز و در شمال باختری بخش و خاور دریاچهٔ ارومیّه واقع، از شمال به دهستان ممقان، از جنوب به دهستان شیرامین، از خاور به بخش اسکو، از باختر به دریاچهٔ ارومیه محدود میباشد. آب و هوای این دهستان بواسطهٔ مجاورت با دریاچهٔ ارومیّه مرطوب و مالاریائی بوده و قراء آن در جلگه واقع و خط آهن و شوسهٔ تبریز و مراغه از این دهستان عبور مینماید. آب دهستان آنجا از چشمه و قنات و رود آذرشهر تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات، انگور، بادام، گردو و زردآلو میباشد. این دهستان از ۱۵ آبادی بزرگ و کوچک که نفوسش جمعاً ۱۰۲۵۶ تن است، تشکیل شده. قراء عمدهٔ آن قاضی جهان، تیمورلو، دستجرد میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) قصبه ای از دهستان گاوگان بخش دهخوارقان شهرستان تبریز، واقع در ۷ هزارگزی شمال باختری دهخوارقان و مرکز دهستان گاوگان در مسیر شوسهٔ تبریز مراغه، جلگه، معتدل، دارای ۳۰۹۶ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و رودخانهٔ دهخوارقان، محصول آنجا غلات و حبوبات و کشمش و بادام و زردآلو. شغل اهالی زراعت و گله داری و استخراج نمک از آب دریاچهٔ ارومیّه است. دارای دو کارخانهٔ کالیفرنی و مختصر پارچه بافی دستی و دبستان و شعبهٔ تلفون و ۳۵ باب مغازه و دکان و ادارهٔ آمار و دارائی است. ارتفاع ۱۳۴۰ گز خط آهن مراغه و تبریز از هزارگزی باختر آن عبور میکند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گاوگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر