معنی گاوسنگ
4 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) سنگی باشد که آن را گاوزهره گویند عربی آن حجرةالبقر است. (برهان) (آنندراج). اندرزا. رجوع به گاوزهره شود. || چوبی که گاو را بدان رانند، به این معنی با شین نقطه دار هم آمده است. (برهان). گاوشنگ. غاوشنک. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به گاوشنگ شود.[ سَ ] (اِخ) نام یکی از کوهها و ییلاقات شاه کوه و ساور مازندران. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو. بخش انگلیسی ص ۱۲۶).
کلمات همقافیه با «گاوسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر