معنی گاودره
5 بازدید
[ دَرْ رَ ] (اِخ) دهی است جزء ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان، واقع در ۲۴ هزارگزی شمال باختری ابهر و ۶ هزارگزی شوسهٔ زنجان به قزوین. کوهستانی سردسیر، دارای ۳۴۸ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ محلی و چشمه. محصول آنجا غلات، انگور، قیسی، بادام. شغل اهالی زراعت است. در روی کوههای شمال. آبادی در محلی موسوم بحوض آثار مخروبهٔ ساختمان های قدیمی از قبیل برج قلعه و حمام و غیره که با آجر و ساروج بنا شده دیده میشود. راه آن مالرو و از قهوه خانهٔ نصرآباد در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد مزارع گونش خانی، یورد، زرشکلی کیف بلاغی جُزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دَرْ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۰۰۰۰گزی شمال باختری سنندج و ۵۰۰۰گزی تودارچم. کوهستانی سردسیر. دارای ۱۴ تن سکنه. زبان کردی. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج ۵).
کلمات همقافیه با «گاودره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر