معنی گاوبیشه
8 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ مرکب) کنایه از دنیا و روزگار است. (برهان). بیت ذیل را شاهد آورده اند: سپهدار توران از آن بدتر است کنون گاوبیشه به چرم اندر است.فردوسی. ظاهراً مصحف «گاوپیسه» گاوی که نشانه های سپید و سیاه دارد. رجوع شود به فرهنگ ایران باستان پورداود ص ۱۱۴. روزگار را به مناسبت شب و روز بدین نام نامیده اند. رجوع به گاوپیسه شود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و رجوع به امثال و حکم دهخدا ج ۳ ص ۱۲۶۳ «گاوپیسه به چرم بودن» شود.
کلمات همقافیه با «گاوبیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر