معنی گاوبند
6 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) آنکه اجازه دارد با پرداخت حقی در قسمتی از ملک دیگری زراعت کند. مؤلف آنندراج آرد: گاوبند. (فارسی): بود رشوه قصاب را گاوبند و گرنه شود کشته در گوسفند. و معنی آن را ننوشته است. و رجوع به گاوبندی شود.
کلمات همقافیه با «گاوبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر