معنی گاهوکب
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) مؤلف آنندراج آرد: گاهو و گاهوکب به پارسی قدیم تخته و تابوت را گفتندی ... ولی در ترکیب گاهو کب شبهتی است. فردوسی گفته : به گاهوکب زر و در مهد عاج سوی پارس رفت آن خداوند تاج. همانا تصحیف «کت» است که «کب» خوانده اند. کت چهارپایه و تخت است و از قرینه باید تخت روان بوده باشد و اگر کب به کاف فارسی بوده باشد کب بمعنی بزرگ آمده بمعنی تخت بزرگ قبه دار برهان ذکر کرده در اینصورت تخت روان است -انتهی. این کلمه در برهان قاطع به صورت «کاهوکب» با کاف تازی آمده و گفته: «بضم کاف و سکون بای ابجد، بمعنی جنازه است و آن تابوتی باشد قبه دار که مرده را در آن گذارند و بجانب قبر برند و به عربی تتوط خوانند» -انتهی. رشیدی شعر فوق را چنین تصحیح کرده است. بگاه و کت زرد و در مهد عاج... رجوع به گاهو شود.
کلمات همقافیه با «گاهوکب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کب» برای سرودن شعر