معنی گانداره
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) گنداره. گندار. از جملهٔ اسامی ساتراپها برطبق نوشته های مورخین و جغرافیون یونانی و آنطور که در کتیبه های داریوی منقوش است. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۴ و ۱۵). گندار را بعضی با صفحه ای در شمال و شرق کابل تطبیق کرده اند و برخی با کابل و پیشاور کنونی (ایران باستان پیرنیا ج ۲ ص ۱۴۵۲).
کلمات همقافیه با «گانداره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر