معنی گام سپردن
4 بازدید
[ سِ پُ دَ ] (مص مرکب) راه طی کردن. طی کردن راه با قدم. به گام سپردن : چو راهی بباید سپردن به گام بود راندن تعبیه بی نظام.عنصری.
کلمات همقافیه با «گام سپردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر