معنی گازرگاه
4 بازدید
[ زُ / زَ ] (اِ مرکب) جای رخت شویی. رخت شوی خانه. رجوع به گازرگه شود.[ زُ ] (اِخ) نام موضعی است در شیراز که شیخ سعدی علیه الرحمه در آنجا آسوده است. (برهان). حد شیراز قریب به مرقد شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی. (آنندراج).[ زُ ] (اِخ) نام مقامی است در هرات که خواجه عبداللََّه انصاری در آنجا مدفون است. (برهان) (آنندراج). محل دفن خواجه غیاث الدین محمود: و صفاء آن منزل نزاهت زیاده از آن است که بیان بنان پیرامن تفصیل آن تواند گشت. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۱۵، ۶۰۸).[ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بکش بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون، واقع در ۱۶هزارگزی جنوب باختر فهلیان و شمال رودخانهٔ کنی. جلگه. گرمسیر، مالاریایی، دارای ۹۹ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و تریاک است، شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «گازرگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر