معنی گارو
4 بازدید
[ رُ ] (اِخ) قهرمان داستان لافونتن بنام بلوط و بادرنجبویه از دستهٔ مردم احمق و پرمدعا که بیهوده از امور انتقاد میکنند.
کلمات همقافیه با «گارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر