معنی گاره
8 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد، واقع در ۵۲ هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و ۲۴ هزارگزی باختر ایستگاه کشور، دارای ۴۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ رَ / رِ ] (پسوند) مزید علیه «گار» که بصورت مزید مؤخر در آخر اسماء معنی درآید و آنها را به صفت مبدل سازد: ستمکش نوازم ستمگاره کش.نظامی. رجوع به ستمکاره و ستمگاره شود.
کلمات همقافیه با «گاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر