معنی کیکر
6 بازدید
[ کی کَ ] (اِ) به هندی قرظ است. (فهرست مخزن الادویه). درختی است از تیرهٔ پروانه واران از دستهٔ گل ابریشمیها که ارتفاعش بین ۵ تا ۱۵ متر می شود و حداکثر قطرش تا ۶۰ سانتیمتر می رسد. این درخت در نواحی گرم (افریقای شمالی، تمام نواحی سودان، هندوستان و جنوب ایران) می روید. پوست ساقهٔ آن قهوه ای رنگ و دارای شکافهای طولی نسبةً عمیق است. برگهایش دومرتبهٔ شانه ای به طول ۵ تا ۹ و به عرض ۴ تا ۵/۴ سانتیمتر است و شامل خارهایی در محل اتصال به ساقه می باشد. گلهای آن زیبا و معطر و به رنگ زرد گوگردی است. کرت. سلم. قرظ. خرنوب مصری. توضیح آنکه صمغ مترشح از این گیاه را اقاقیا نیز نامند. (فرهنگ فارسی معین). || نزد اهل فارس خار مغیلان است. (فهرست مخزن الادویه).[ کی کَ ] (اِخ) مصحف گیگر است. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به گیگر شود.
کلمات همقافیه با «کیکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر