معنی کیکة
6 بازدید
[ کَ کَ ] (ع اِ) خایهٔ مرغ، و اصل آن کَیْکیّة است. ج، کیاکی. کُیَیْکة و کُیَیْکیة مصغر آن. (از منتهی الارب) (آنندراج). تخم مرغ خانگی. کَیْکیّة. (ناظم الاطباء). تخم مرغ، و اصل آن کَیْکیة و ج، کیاکی و تصغیر آن کییکة و کییکیة است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کیکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر