معنی کین سیاوش
7 بازدید
[ نِ وَ / وُ / وو ] (اِخ) کینهٔ سیاوش. نام لحنی است از سی لحن باربد. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). نام لحن بیستم از جملهٔ سی لحن باربد. (برهان): و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجیب است و مطربان آن سرودها را کین سیاوش گویند. (تاریخ بخارا). در کین سیاوش ارغنون زن آن زخمهٔ درفشان فروریخت.خاقانی. ببین زخمه کز پیش کیخسرو دین به کین سیاوش چه برهان نماید.خاقانی. زخمهٔ گشتاسب در کین سیاوش نقش سحر پیش تخت شاه کیخسرومکان انگیخته. خاقانی. چو زخمه راندی از کین سیاوش پر از خون سیاوشان شدی گوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «کین سیاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر