معنی کینکشی
5 بازدید
[ کَ / کِ ] (حامص مرکب) انتقام جویی. (فرهنگ فارسی معین). انتقام. قصاص. استقادة. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مدارا کن از کین کشی بازگرد که مردم نیازارد آزادمرد.نظامی. رجوع به کین کش شود.
کلمات همقافیه با «کینکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر