معنی کینه گرفتن
6 بازدید
[ نَ / نِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) دشمنی به دل گرفتن. دشمنی در دل نهان داشتن. عداوت در دل پیدا کردن : چنین گفت هرگز که دید این شگفت دژم گشت وز پور کینه گرفت. (شاهنامه چ دبیرسیاقی ص ۱۳۵۹). مرا به گاه و به تخت تو هیچ حاجت نیست به دل چه کینه گرفتی ز من به بی گنهی؟ ناصرخسرو. || انتقام گرفتن. انتقام جویی کردن : علو همت من کینه از دشمن نمی گیرد به رنگ شعله خون خار بر گردن نمی گیرد. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج). و رجوع به کین گرفتن شود.
کلمات همقافیه با «کینه گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر