معنی کینه ورزیدن
9 بازدید
[ نَ / نِ وَ دَ ] (مص مرکب) خصومت داشتن. (آنندراج). دشمنی کردن. خصومت ورزیدن. حقد و عداوت داشتن: ضغن؛ کینه ورزیدن. (منتهی الارب): جهان موافق امر تو است مگذارش که کینه ورزد با چون منی ز روی نفاق. خاقانی. کینه نورزند و حسد نبرند و بددلی نکنند. (تاریخ قم ص ۲۷۳).
کلمات همقافیه با «کینه ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر