معنی کینه خواستن
6 بازدید
[ نَ / نِ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) انتقام جستن. انتقام جویی کردن. خونخواهی کردن : پریان به فرمان آن آمدند دلش بدان کینه خواستن شاد شد. (قصص الانبیاء ص ۳۴). و کینهٔ جد بخواست از سلم و تور. (فارسنامهٔ ابن البلخی). و رجوع به کین خواستن شود.
کلمات همقافیه با «کینه خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر