معنی کینهسرشت
5 بازدید
[ نَ / نِ سِ رِ ] (ص مرکب) کینه توز. کینه دار. آنکه دشمنی نهفته در دل دارد و به آسانی نمی زداید. آنکه کینه جویی در نهاد وی است : به عقیدت جهود کینه سرشت مار نیرنگ و اژدهای کنشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «کینهسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر