معنی کینستانی
5 بازدید
[ سِ ] (حامص مرکب) انتقام. (ناظم الاطباء). انتقامجویی. انتقام کشی. خونخواهی. اخذ ثار: چو کین آوری کین ستانی کنم شوی مهربان مهربانی کنم.نظامی. رجوع به کین ستان شود.
کلمات همقافیه با «کینستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر