معنی کینستان
6 بازدید
[ سِ ] (نف مرکب) منتقم و انتقام کشنده. (ناظم الاطباء). خونخواه. انتقامجو. آخذ ثار. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل بعد و کین ستانی شود.
کلمات همقافیه با «کینستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر