معنی کینتوزی
6 بازدید
(حامص مرکب) انتقام کشی. (فرهنگ فارسی معین). انتقامجویی : بر اولیا و بر اعدای خود به لطف و به عنف به مهربانی معروفی و به کین توزی.سوزنی. رجوع به کین توز شود. || جفاکاری. ستمگری. بی لطفی. نامهربانی. خصومت ورزی : رای تو به کین توزی دارد سر جانسوزی چون نیست لبت روزی هم رای تو اولیتر. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کینتوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر