معنی کینتوزنده
5 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب) کین توز. انتقام گیرنده. منتقم : تا بود در سینهٔ من رسته مهر خدمتت چرخ کین توزنده کی بیند به چشم کین مرا؟ سوزنی. رجوع به کین توز شود.
کلمات همقافیه با «کینتوزنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر