معنی کیمختلب
4 بازدید
[ مُ لَ ] (ص مرکب) ستبرلب. که لب او چون کیمخت ستبر و کلفت باشد: تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوه کام و لوح روی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «کیمختلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر