معنی کیلکان
6 بازدید
[ لَ ] (اِ) چوبی باشد سیاه رنگ و در ساحل دریای خزر یابند که دریای گیلان است، و آن دو قسم می باشد، نر و ماده، و به جهت دفع کدودانه و امراض دیگر نافع است. (برهان) (آنندراج). سرخس را گویند که گونه ای از آن به نام سرخس نر در مازندران فراوان است و عصارهٔ آن را جهت دفع کرم کدو (کدودانه) به کار می برند. (فرهنگ فارسی معین). || نوعی از گندنا هم هست. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نوعی از کراث است. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «کیلکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر