معنی کیلدار
6 بازدید
(نف مرکب) پوشیده از یک پارچه ای. (ناظم الاطباء). کیل دارنده. آنچه از نمد پوشیده شده. (فرهنگ فارسی معین). - سپر کیل دار؛ سپری که از موی بز پوشیده باشند. (فرهنگ فارسی معین): بزد خشت بر سه سپر کیل دارگذشت و به دیگر سو افگند خوار. (شاهنامه چ بروخیم ج ۱ ص ۲۱۲).[ کَ / کِ ] (نف مرکب) مراقب صحت کیل و پیمانه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کیلدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر