معنی کیغباد
6 بازدید
[ کَ / کِ غُ ] (ص مرکب) به معنی عادل بر حق باشد، چه کی به معنی عادل و غباد بر حق است . (برهان) (آنندراج). عادل بر حق. (ناظم الاطباء). از: کی +غباد. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به کی و غباد و قباد شود.[ کَ / کِ غُ ] (اِخ) نام پادشاهی بوده مشهور در ایران، و در عهد او پادشاهی بزرگتر از او نبود، صد سال پادشاهی و ملک رانی کرد، و در این زمان کیقباد نویسند که به جای غین، قاف باشد، و در فرس قدیم حرف قاف نیست. (برهان) (آنندراج). رجوع به کیقباد (اِخ) شود.
کلمات همقافیه با «کیغباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر