معنی کیعوعة
5 بازدید
[ کَ عَ ] (ع مص) کَیْع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به کَیْع شود.
کلمات همقافیه با «کیعوعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر