معنی کیشن
7 بازدید
[ شَ ] (اِ) پالهنگ. || سرب و رصاص. (ناظم الاطباء). سرب، ولی شاهدی این معنی را تأیید نکرده است. (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «کیشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر