معنی کیرنگ
10 بازدید
[ رَ ] (اِخ) شهری است : حبذا کیر قاضی کیرنگ آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ. انوری (از آنندراج: کیر). رجوع به گیرنگ و حدود العالم شود.
کلمات همقافیه با «کیرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر