معنی کیالی
[ کَ یْ یا ] (حامص) عمل و شغل کیال. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به کیال شود. || (اِ مرکب) مزد کیال و شخص پیمانه کننده. (ناظم الاطباء). دستمزدی که به وزن کنندهٔ محصول پردازند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کیالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر