معنی کیالواشیر
[ لَ ] (اِخ) نصرةالدین اسپهبد ابوالمظفر کیالواشیر. از ممدوحان خاقانی است. در سخن و سخنوران آرد: از فرمانروایان طبرستان است، محل حکمرانی و آغاز و انجام شهریاری وی به دست نیامد، این قدر معلوم است که او در مازندران حکومتی داشته و با ترکان زدوخورد می کرده و آنان به ملک وی می تاخته اند و بنابه اشارت خاقانی دوران زندگانیش پیش از سنهٔ ۵۵۹ هـ . ق. به انجام رسیده است. خاقانی در مدح او قصیده ای بس بلند و فصیح سروده که از غرر قصائدش به شمار است و در آن به ترکان بد می گوید و به آتسز طعنه می زند و ایران دوستی به خرج می دهد، و هم به گفتهٔ خودش سپهبد دوهزار دینار صلت این قصیده بدو بخشید و او نیز در شکر و سپاس انعام وی قطعه ای سروده و چون سپهبد درگذشت مرثیتی جانگداز به نظم آورد که بر بسیاریِ مهر و اخلاصش نسبت به وی گواهی می دهد: بخت کیالواشیر از نه فلک گذشت سایه به هشت جنت مأوا برافکند.خاقانی. ای تاج کیان کیالواشیر در عالم کبریات جویم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «کیالواشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر