معنی کژنقش
5 بازدید
[ کَ نَ ] (ص مرکب) با نقش کژ. وارونه نقش. با نقش باژگونه : راست بیرون دهم همه کژ خویش گرچه کژنقش چون نگین باشم. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۷۹۰).
کلمات همقافیه با «کژنقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر