معنی کژمژزبان
6 بازدید
[ کَ مَ زَ ] (ص مرکب) طفلی را گویند که نو به سخن درآمده زبانش به کلمات فصیح جاری نشده باشد. (آنندراج). کودکی که تازه بسخن آمده و زبانش به کلمات درست و فصیح روان نشده باشد. (برهان) (انجمن آرا). آنکه زبانش در تکلم گیرد یعنی بعض حروف را از مخرج آن نتواند ادا کرد چنانکه «ر» را «ل» و «گ» و «غ» را «د» و «ک» را «ت»گوید. اَلثَغ. الکن. (یادداشت مؤلف). طفلی که زبانش بکلمات خوب جاری نباشد و در برهان به معنی غیر فصیح و در سراج به معنی کسی که زبانش راست نگردد آمده است و لفظ کژ مبدل کج و مژ از توابع اوست. (غیاث اللغات): طفل چهل روزهٔ کژمژزبان پیر چهل ساله بر او درس خوان.نظامی.
کلمات همقافیه با «کژمژزبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر