معنی کچلکباز
6 بازدید
[ کَ چَ لَ ] (نف مرکب) بد معامله. که دین خود را بد ادا کند. (از یادداشت مؤلف). || آنکه کچلک بازی درآورد. کسی که بیهوده داد و فریاد راه اندازد. (فرهنگ فارسی معین): بی وجود و کچلک باز شدی در فن مسخره ممتاز شدی. ملک الشعراء بهار.
کلمات همقافیه با «کچلکباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر