معنی کچله
7 بازدید
[ کُ چُ لَ / لِ ] (اِ) چیزی است از جملهٔ سمومات خصوصاً گرگ و سگ را زود می کشد و آن را به عربی قاتل الکلب و خانق الکلب می گویند. (برهان). چیزی است از جملهٔ سمیات که سگ را زود کشد و به زبان اهل طبرستان کلاج دارو گویند و به لغت سریانی ازاراقی و آن بیخی است مدور و پهن و سخت و صلب و بعضی از آن خورند و آن را مبدل مزاج بسیار سرد دانند. (آنندراج) (یادداشت مؤلف). دارویی سمی و مهلک که ازاراقی و قاتل الکلب و خانق الذئب نیز گویند. (ناظم الاطباء). و رجوع به کُچولَه شود.[ کَ چَ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سورسور بخش کامیاران شهرستان سنندج. کوهستانی و سردسیر، سکنه ۱۴۲ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کچله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر