معنی کپکی
5 بازدید
[ کَ پَ ] (ص نسبی) کپک ساز. || کپک فروش. (یادداشت مؤلف). رجوع به کپک ساز شود.[ کَ پِ ] (اِ) نوعی دینار و تومان که در عهد مغول و تیموریان و صفویان متداول بود. (فرهنگ فارسی معین). قسمی مسکوک بوده است. (یادداشت مؤلف): اوقافی که بر آن بنا مقرر نموده تخمیناً پانصد تومان رایج کپکی باشد. (دولتشاه ذیل ترجمهٔ احوال ترجمهٔ امیر علیشیر). و اقطاع بایسنقر بهادر به عهد شاهرخ سلطان ششصد تومان کپکی بوده. (دولتشاه ذیل ترجمهٔ احوال قاسم انوار). مهم خواجه احمد را به مبلغ سی تومان کپکی قطع کرد. (دستور الوزراء).
کلمات همقافیه با «کپکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر