معنی کوژ گشتن
6 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) خمیده پشت شدن. خمیده قامت شدن. گوژ شدن : سرو بودیم گاه چند بلند کوژ گشتیم چون درونه شدیم.کسائی. ز رشک چهرهٔ تو ماه تیره گشت و خجل ز شرم قامت تو سرو کوژ گشت و دوتاه. فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۵۹). رجوع به کوژ و کوژ شدن شود.
کلمات همقافیه با «کوژ گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر