معنی کوچکی کردن
5 بازدید
[ چَ / چِ کَ دَ ] (مص مرکب) فرمانبرداری کردن. اطاعت کردن. در مقامات پایین از دستورها و اوامر مافوق پیروی کردن. - امثال: آدم تا کوچکی نکند به بزرگی نمی رسد؛ برای نیل به درجهٔ بزرگی و فرماندهی باید از اطاعت و فرمانبرداری شروع کرد. (امثال و حکم ج ۱ ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «کوچکی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر