معنی کوچهبند کردن
4 بازدید
[ چَ / چِ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) سد و بند کردن سر کوچه ها. (فرهنگ فارسی معین): شهر را کوچه بند کرده به محارست مشغول شدند. (عالم آرا از فرهنگ فارسی معین). || نشان کردن و علامت گذاردن حد کوچه ها. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوچهبند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر