معنی کوپل
6 بازدید
[ پَ ] (اِ) شکوفه و بهار درخت را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). شکوفه. (آنندراج). کوبل : چو باغ عدل تو شد تازه، ز ابر جود شدند سهیل و زهره در آن باغ لاله و کوپل. ادیب صابر (از فرهنگ رشیدی). و رجوع به کوپل شود.
کلمات همقافیه با «کوپل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پل» برای سرودن شعر