معنی کوهکوهان
7 بازدید
(ص مرکب) گاو و یا شتری که کوهان وی مانند کوه باشد. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). بزرگ کوهان. (فرهنگ فارسی معین): فرستاده برجدری آمد برون یکی بادپی کوه کوهان هیون.اسدی. جمازهٔ راهرو، کوه کوهان... (سمک عیار از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوهکوهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر