معنی کوهکاف
6 بازدید
(نف مرکب) کوه کافنده. شکافندهٔ کوه. (فرهنگ فارسی معین): بدان گونه زد نعره ای کوه کاف که سیمرغ لرزید در کوه قاف. اسدی (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کوهکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر