معنی کوهاموی
5 بازدید
(اِ مرکب) نام نوعی از بازی باشد و آن چنان است که خاک را توده کنند و مویی در میان آن پنهان سازند و بعد از آن آب بر آن ریزند و گل کنند پس گروی و شرط بندند و بر دور آن گل نشینند و موی را طلبند هرکه بیابد شرط و گرو را ببرد و آن بازی را به عربی بقیری خوانند. (برهان). نام بازیی است که مویی را در تودهٔ خاک پنهان کنند و جمعی گرد آن توده نشینند و موی را جویند هرکه یابد آن بازی را برد و گرو را گیرد. (آنندراج) (انجمن آرا). مؤلف فرهنگ نظام گوید: در نسخهٔ مهذب الاسماء که نزد من است معنی بقیری را «کوهامان» نوشته، اما در نسخهٔ متعلق به کتابخانهٔ علامهٔ دهخدا «کوهامون» آمده. (حاشیهٔ برهان چ معین). قسمی بازی کودکان. بُقَّیری ََ. محمودبن عمر کوهامون ضبط کرده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بقیری کسمیهی؛ بازیی است که به فارسی آن را کوهاموی گویند. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کوهاموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر