معنی کون کردن
9 بازدید
[ کو کَ دَ ] (مص مرکب) مباشرت کردن از راه دبر. جماع کردن از پس. (فرهنگ فارسی معین). لواط. وطی از دبر. (فرهنگ عامیانهٔ جمالزاده).
کلمات همقافیه با «کون کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر