معنی کون دادن
70 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) مفعول بودن. امرد بودن. (فرهنگ فارسی معین). راضی به عمل بد شدن. برای مفعول واقع شدن آماده بودن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده).
کلمات همقافیه با «کون دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر