معنی کونکن
11 بازدید
[ کو کُ ] (نف مرکب) کسی که از راه دبر مباشرت و جماع کند. امردباز. غلامباره. (فرهنگ فارسی معین). بچه باز. تف کار. اهل نم. لاطی. ایرج میرزا راست در عارف نامه : کنار رستوران قلا نمودی ز کون کنهای تهران درربودی. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده).
کلمات همقافیه با «کونکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر