معنی کونکمونچه
13 بازدید
[ کو کَ چَ / چِ ] (ص مرکب) کسی که لنبر و کفل او بیش از حد معمول بیرون زده و متمایل به سمت خارج باشد. دربارهٔ چنین شخصی گویند: کونش طاقچه دارد. در ترانهٔ قدیمی که از طرف هواخواهان استبداد و دوستداران شاه شهید در هجو میرزا رضا سروده شده چنین آمده است : اون میرزا رضای قدکوتوله زد شاه شهید با گلوله...درق اون میرزا رضای کون کمونچه زد شاه شهید با طپونچه...درق. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده).
کلمات همقافیه با «کونکمونچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر