معنی کونسوخته
13 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آنکه سرینش سوخته. || کنایه از کسی که زیانی سخت دیده. آنکه کلاه به سرش رفته. || شخصی که از نام و ننگ درگذشته باشد. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین): در گلشن عشق بدقماریم کون سوخته های روزگاریم. غزالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کونسوخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر