معنی کولیوند
7 بازدید
[ کو / کَ / کُو لی وَ ] (اِخ) یکی از طوایف چهارگانه از ایلهای کرد پیشکوه است که تقریباً مرکب از ۳۵۰ خانوار است و در الیشتر و کنار رودخانهٔ سیمره سکنی ََ دارند. این طایفه سابقاً ۲۵۰۰ خانوار بوده اند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۳).[ کو / کَ / کُو لی وَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش سلسله که در شهرستان خرم آباد واقع است. این دهستان در شمال غربی بخش قرار دارد و از مشرق به دهستان یوسف وند، از شمال به کوه گچ کن، از مغرب به بخش دلفان و از جنوب به سفیدکوه محدود است. دامنه و جلگه است و هوایی سردسیر دارد. آب آن از رودخانه های پیرمحمدشاه، تیمورسودی، چناره و چشمه های دیگر تأمین می شود. مرتفع ترین قلل جبال در این دهستان عبارت است از: کوه گچ کن، سرخه کوه کوسه و سفیدکوه. این دهستان از ۴۳ آبادی تشکیل شده و سکنهٔ آن در حدود ۸۵۰۰ تن است. قرای مهم آن عبارت است از: فیروزآباد، آب باریک، زیریان و علم. سکنه این دهستان از طایفهٔ کولیوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «کولیوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر